سيد محمد كمره اى

309

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

صاحب‌منصبان ديگر آن‌ها را با لمبرگ و رئيس جديد بخواهيد و قدرى هم براى ژاندارم‌ها از توپ كشيدن و مأمور قزاق تهديد فراهم بياوريد . ماها هم مىرويم به وعده و تهديد ژاندارم‌ها را برمىگردانيم . ديشب نير السلطان و من و جمعى تا ساعت هفت مشغول اين كار بوديم تا آنكه امروز موفق شديم و قريب سى چهل نفر سنگرىها بودند كه گرفتار شدند . شخصى هم مىگفت سيد حسن رزاز هم بين آن‌ها بود و يك هزار و پانصد تومان اسكناس هم در بغلش بود . سفارش محبوسين كميته مجازات به امير مفخم بعد من به امير مفخم مجددا سفارش محبوسين كميته مجازات را نمودم . گفت به صمصام گفته‌ام ، باز خواهم گفت . او هم به واسطه اين اتفاقات فوق العاده مهلت خواسته كه بعد از تخفيف در هيئت ، مذاكره مىنمايم . انشاء الله نتيجه مىگيرم . ساعت چهار از شب با بيان الدوله از منزل امير مفخم بلند شده ، پياده به منزل عصمت السلطنه رفتيم . در بين راه صحبت اينكه اردبيلى مرحوم را در خانه رحمة الله خان لنج و در خانه نصرت الدوله با على اكبر خراسانى ديده بود و آن‌ها دست‌پاچه شده بودند و به عدل الملك گفته بود . عدل الملك مغلطه كرده بود كه رحمت الله خان عكاس بود . بعد به خانه عصمت السلطنه رفته ، اديب گلپايگانى و عظيم الدوله و مشير اكرم آنجا بودند . به قدر ساعتى نشسته ، صحبت نموديم . ساعت شش بلند شده به اتفاق بيان الدوله تا دم گلوبندك ، او به منزلش ، من هم به خانه آمده ، بعد از قدرى تحرير خوابيدم . در اين‌روز فتح السلطنه معاون جنگ شد . [ امور روزانه ] شنبه 26 رمضان . - سه از آفتاب برآمده از خواب بلند شده ، چايى خورده ، ننه اسماعيل حمام رفته ، احمد را فرستادم گوشت خريده ، بتول آش سماق پخته يك كاغذ به امير حشمت و يك كاغذ به نظام السلطان نوشته ، ناهار آش كوفته با احمد و بتول خورده خوابيدم . ننه اسماعيل از حمام با آبجى دلاك آمده ناهار خوردند . بعد چايى خورده پسر آقاى حاج ناظم التجار كرمانى رقعه از ايشان آورده قدرى پول قرض خواسته بودند . اتفاقا اسباب خجالت من شد . ورقه در مذمت پلوچىهاى شاهزاده عبد العظمى بعد بيرون آمده ورقه سفيدى در مذمت پلوچىهاى شاهزاده عبد العظيمىها ناصر الملة دمكرات زنجانى طبع و نشر نموده بود . سوار واگون شده ميدان